تجاوز جنسي مي تواند پيامد هاي متعددي براي قرباني و متجاوز داشته باشد كه آسيبهاي جسمي، رواني، خانوادگي و اجتماعي از جمله اين آثار است.
۱)ايجاد آسيبهاي جسمي
تجاوز، آثار زيانبار جدي بر سلامت جسمي قرباني دارد. بهره كشي جنسي از كودكان كم سال مي تواند به تأثير سوء و آسيب دائم در اندامهاي تناسلي، مقعد، دهان، گلو و حتي در موارد شديد به مرگ منجر شود. دختران و زنان جواني كه توسط محارم مورد تجاوز واقع مي شوند، به شدت در خطر ابتلا به بيماري هاي مقاربتي قرار دارند.
قرباني ممكن است در جريان تجاوز به عنف (عنف (به ضم عین) یعنی زور و خشونت و معادل violence است)به انواع بيماري هاي مقاربتي نظير ايـدز، سـوزاك، سفليس و ... مبتلا شـود، همچنين زنـاني كه تجاوز جنسي را تجربه كرده اند، احتمالاً در آينده به درد مزمن لگن خاصره، درد شكم، نشانگان دفع تحريك و بدكاري جنسي دچار ميشوند. خاطرة تجاوز همراه با آسيب جسمي ممكن است به بروز انواع بيماري هاي زنان منجر شود. همچنين زناني كه سال هاي باروري خود را مي گذرانند، ممكن است در خطر بارداري ناخواسته قرار گيرند.
تجاوز به عنف، اغلب همراه با جرائم ديگر رخ مي دهد. متجاوزان تقريباً هميشه قربانيان را با مشت، چاقو يا اسلحه تهديد مي كنند و اغلب، به طريق غير جنسي و جنسي صدمه مي زنند. قربانيان ممكن است كتك بخورند، مجروح يا كشته شوند. تجاوز جنسي معمولاً به آسيب هاي جسمي منجر مي شود. نشانه هاي بدني بعد از تجاوز شامل اختلالات خواب، دل آشوبي (بيشتر به صورت تهوع) سردرد و درد عضلاني اسكلتي (در اثر تنش)، آزردگي واژن و درد ركتوم در بيشتر از 5 درصد قربانيان مشاهده مي شود.
2)ـ ايجاد بيماريهاي رواني
اغلب زناني كه مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند، دچار اختلالات هيجاني يا روحي مي شوند، حتي اگر بكوشند به زندگي خود ادامه دهند و نسبت به اين رخداد واكنش نشان ندهند و احساسات خود را انكار كنند، اين اختلالات روحي مشاهده ميشود. در برخي موارد، زنان بزهديده دچار احساس شرم،تحقير،گيجي و سردرگمي، ترس، خشم، غضب، عدم امنيت، اضطراب و افسردگي، بي خوابي، كابوس، بيزاري از آميزش جنسي و احساس بي حرمتي و فقدان كنترل بر بدن مي شوند. اين پديده ها ممكن است ماهها يا حتي سال ها بعد از تجاوز ادامه پيدا كند. از سوي ديگر هر رويدادي كه تجاوز جنسي را در ذهن زن تداعي كند يا او را به اين فكر بياندازد كه بر زندگي خود كنترل ندارد، مي تواند احساسات فوق را در فرد برانگيزد. زيرا زن در جريان تجاوز به عنف، در وضعيت وحشتناك و مرگباري قرار مي گيرد و حالت شوك و ترس پيدا مي كند. بسياري از زنان بزهديده نيز احساس مي كنند كه خودشان به نوعي در تجاوز جنسي مسئول بوده اند، در نتيجه ممكن است احساس گناه و بي ارزشي كنند. قربانيان تجاوز جنسي همچنين با مشكلات سازگاري از جمله ترس زياد از خيابان، احساسات منفي نسبت به مردان ناآشنا، روابط آشفته با افراد ناهمجنس، احساس ناامني، ترس از تنها ماندن در خانه... مواجه هستند.
3)ـ آسيبهاي خانوادگي
در بيشتر اوقات، خانوادة قربانيان همانند خودشان بيشترين آسيب را متحمل ميشوند. بسياري از زنان با نشانه هاي اختلال يا «استرس پس از آسيب»(ptsd)مواجه مي شوند و زندگي جنسي آنها تقريباً از هم مي گسلد و بسياري از قربانيان نسبت به روابط جنسي، هراس پيدا مي كنند و يا دچار نشانه هايي مانند واژينيسم مي شوند. بيش از نيمي از قربانيان، مشكل زيادي در برقراري مجدد روابط جنسي وعاطفي با همسر خود دارند، اين موضوع در زناني كه از لحاظ جنسي فعال نيستند، اثر منفي شديد تري ميگذارد. شوهري كه همسرش مورد تجاوز قرار گرفته است احتمالاً ديد منفي نسبت به همسرش پيدا ميكند و او را همچون فرد «سقوط كرده» يا «آلوده» ميداند، مردان فاميل، در زماني كه زن واقعاً به محبت و حمايت نياز دارد، به طور غيرارادي با خشم يا غضب به او پاسخ ميدهند يا ترجيح ميدهند كه به محض رفع مشكلات جسمي زن بزهديده، زندگي عادي خود را پيش گيرند و به نياز زن براي صحبت كردن دربارة احساساتش توجه نكنند.
از سوي ديگر هيچ يك از نزديكان زنان بزه ديده، نمي دانند كه چگونه بايد با آنها برخورد كنند تا قرباني بتواند به زندگي عادي خود بازگردد. در بسياري از موارد زني كه مورد تجاوز قرار گرفته، سعي مي كند كه هيچ يك از اعضاي خانواده قضيه را با خبر نشود، زيرا احتمال ميدهد كه آنها وي را عامل تجاوز جنسي بدانند، در اين حال معمولاً آسيب هايي كه به زن وارد شده است، ناديده گرفته مي شود.
4)ـ آسيبهاي اجتماعي
ـ افزايش انحرافات اجتماعي
كودكاني كه توسط محارم مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند، بسيار بيشتر از ديگران به فحشا كشيده مي شوند. نتايج تحقيقي در مورد زنان روسپي(....)، نشان مي دهد كه 5/22 درصد از زنان مورد مطالعه در بسياري از اوقات به وسيله محارم و در سنين 5 سالگي مورد تجاوز و آزار جنسي قرار گرفته اند.
از سوي ديگر بچههايي كه توسط نزديكان بزرگسال خود مورد تجاوز و تعدي قرار گرفتهاند، معمولاًًً به دليل علاقمندي به محارم، خود را گناهكار و مقصر ميدانند. بنابراين خودكشي و خودزني با تيغ و يا اشياء برندة ديگر در ميان اين دسته از دختران بسيار مشاهده مي شود.
ـ قتل توسط بستگان
يكي ديگر از پيامدهاي تجاوز در جوامع سنتي، قتل بزهديده توسط بستگان نزديك نظير همسر، پدر يا برادر مي باشد. اين امر در استان هاي مرزي ايران كه داراي بافت هاي سنتي ميباشند، از شدت بيشتري برخوردار است. در جامعه ايراني به جهت غيرت و تعصب شديد نسبت به دختران، قرباني شدن دختر، مساوي با سوء ظن نسبت به او مي باشد. بنابراين پدر، عمو، برادران و پسران عمو، برحسب سنت، حكم قتل دختري را كه به او تجاوز شده يا در مظان اتهام است، بدون محاكمه اجرا ميكنند. در تحقيقي كه درباره زنان به قتل رسيده در اسكندريه مصر به عمل آمد، نشان داد كه 47 درصد از مقتولين، قربانيان تجاوز بودند كه به دست خويشاوندان نزديك خود به قتل رسيده اند.
ـ طرد از جامعه
مهمترين پيامد قربانيان تجاوز، رانده شدن از اجتماع مي باشد. به اعتقاد عموم، زن پس از تجاوز، كالاي صدمه ديده اي مي باشد كه از جامعه اخراج شده است و جايي براي رفتن ندارد. واقعيت تلخ تر اين است كه مردان به جاي آنكه حامي و پشتيبان قربانـي بـراي گذر سريع تـر و صحيح تـر وي از مراحل بهبـودي و تجديـد ساختـار جسمي ـ رواني باشند، با بينش و نگرش خاص، ناعادلانه و غير منطقي، نسبت به «فرد آسيب ديده» رفتار مي كنند. دختران آسيبديده از سوي پدران مورد ضرب و شتم قرار ميگيرنـد و از خانـه اخراج ميشونـد يا براي مدتي در خانـه زنداني ميگردند. گاه عكس العمل برادران شخص قرباني، شديد تر بوده و به قتل قرباني توسط آنها منجر ميشود. شوهر نيز ممكن است زن بزهديده را سهل انگار، بي اراده، خيانتكار، اغواگر و ضعيف بداند و مورد تنفر، سرزنش، طعنه و كنايه هاي خويش قرار دهد.
ـ سقوط در ورطه فحشا
بسياري از دختراني كه به جهت شرايط نامساعد خانه فرار مي كنند، معمولاً در دام سودجويان قرار گرفته و قرباني تجاوز مي شوند، نهايتاً مجبور به فحشا مي شوند. همچنين دختراني كه در سنين كودكي مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفتهاند، به فحشا گرايش پيدا ميكنند. پژوهشگران دانشگاه براون دريافتند مردان و زناني كه در دوران كودكي يا نوجواني مورد تجاوز به عنف قرار گرفتهاند، چهار بار بيشتر از افراد ديگر به فحشا روي ميآورند. همچنين آنها دو برابر بيشتر از سايرين دست به روابط متعدد در هر سال ميزنند و درگير روابط جنسي، لااباليگري و بيقيد و بندي ميشوند.